|
|
|
|
|
آنچه می خوانی نوشته ای دلپذیر است اما کوتاه باشد که از آن بهره مند گردی / گفتاری است که دالای لاما بر آن بود برای سال ۲۰۰۶ بیان دارد . به یاد داشته باش تنها چیزی که از تو ستانده می شود لحظاتی است برای خواندن و اندیشیدن به آنچه خوانده ای!!!
دستورگانی برای زندگی ۱- بر این باور باش که عشق ودستاوردهای عظیم در برگیرنده مخاطرات بزرگ است ۲- آنگاه که می بازی از باختت درس بگیر ( هی آنرا تکرار نکن) ۳- سه اصل را دنبال کن محترم داشتن خود محترم داشتن دیگران جوابگوبودن در قبال کنشهای خود ۴- به یاد داشته باش دست نیافتن به آنچه می خواهی گاه ز اقبال بیدار تو سرچشمه می گیرد ۵- قواعد را فراگیر تا چگونگی شکستن آنها به گونهای آگاهانه باشد
پی نوشت : به خاطر رفع سوء تفاهم پیشآمده برای عده ای از دوستان باید توضیحی بدم .تشکر از دوستان دو پست قبل من تشکر از دوستانی بود که تو پست نامحرم به درد دلم رسیده بودن و منو تو اون شرایط روحی فریاد رس شده بودن و من همراهان بسیار عزیز دیگری هم دارم که تو اون پست نامی از اونا نبردم پس دلخور نشین لطفا اون تشکر مختص پست نامحرم من بود
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 9:35 توسط تارا
|
|
||
|
|
|
|
|
امروزصبح که در خونه رو باز کردم به قصد رفتن به محل کار حرکت ناگهانی یه جعبه مقوایی جلوی در وحشتزده ام کرد . در حالیکه با فریاد من اهل منزل بیرون ریختند در نهایت تعجب دیدیم داخل جعبه پدر و پسری خوابیدن .
تو اون سرما که سگم می زدی از لونه اش بیرون نمی اومد خدایا تازه این نمونه ای از خرواره اما اونچه برام حیرت انگیزه اینه که چند روز پیش شنیدم که بدلیل عدم امکان صید / جمهوری اسلامی به صیادان فلسطینی وام می دهد .
پی نوشت : طفلک سقزی ها بازم گازشون قطع شده !!! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9:13 توسط تارا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به تمامی کسانی که سراپا شرمنده خوبیها و پاکیها و محبتاشونم
به کسلنی که اگه نبودند من دو هفته پیش حتما از بین می رفتم . علیرغم تمام حرفها بعضی مواقع مشکلات بقدری غیر قابل تحمل می شن که آدم خیلی خرد میشه بیشتر از اونچه تصورشو داشته باشی و اونوقت شاید عزیزانی چون شما مرهم دردش می شن جا داره تک تک ازتون تشکر کنم و دوستان عزیز و مهربونی که اعتراف می کنم به وجودتون و حرفاتون محتاج بودم آقا بهزاد مهربان همراه جدید - آرام عریزتر از جانم - بهناز نازنینم- لیلا و امین مهربان و گلم - مردتنها عزیزقدیمیترین همراه من ( شاید حدود ۶ سال )-امید و بهارنج گلم - گرمازدا پر محبت - تارای گل - امیر آقای مهربون آقا داریوش عزیز- داداش رامین مهربون - ریرای نازنین تارا - آقای انصاری گرامی - سپیده جان - آأقا فرید یکی از عزیزترین همراهان تارا - مائده گلم - داداش وروجک نازنین - آفتاب گرامی - رهگذر بزرگوار - آقای کریمی مهربان - آقا مقیم دوست عزیزو همراه جدید - آقا سعید گرامی -آقا مهدی بزرگوار- آقای انصاری همراه جدید - پریا دوست گلم و دوست عزیزی که داشت فراموشم می شد و من خیلی چیزا رو بی اون که بدونه مدیونشم یه دوست ( یا حقیقت تلخ ) عزیز که من خیلی بهش اذیت کردم و خیلی نظراتشو دوست دارم و بهتره بهش بگم همراه بیریای من . البته سوء تفاهم نشه همتون بیریا و پاکید اگه کسی جا افتاده ببخشه همتونو با تمام وجود دوست دارم یه کم بهتر شدم ولی هنوز با تمام وجود بهتون احتیاج دارم شاید بهتره بگم یه مشکل نگفتنی و خرد کننده بود شاید بعدا بتونم با هاتون در موردش صحبت کنم فعلا نه دوستون دارم و همیشه منتظرتونم نظرات صادقانه تونو بیشتر دوست دارم باور کنید عزیزان تارا |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 10:0 توسط تارا
|
|
||
|
|
|
|
|
تازيانه بيرحم نفاق ، تزوير و دورويي بر پيكر نيمه جانم سخت تحمل ناپذير و طاقت فرساست .دارم تمام مي شوم
باور هم مرد من مرگ باور را هم ديدم گوشهام نامحرم و چشمهايم بيگانه دريده اي شده اند كه هر لحظه جرعه اي شراب زهرآگين نثارم مي كنند و من حيرانم . حيرانم كه با پريزاده اي راز دل گفتم كه افسوس و صد افسوس جادوگري بيگانه (بسيار بيگانه )بيش نبود. من تباه شدم . خرد شدم نابود شدم تهي از اميد ... عشق ... آرزو وقتي تمام عشق پاك و خالصت ... تمام انسانيت و آرزويت تابو مي شود سالهاست مرده اي عزيز ! من سالهاست كه مرده ام اما افسوس هيچكس حتي مرگم را نيز باور نكرد
پي نوشت : از تمامي همراهان گل و پاك و مهربانم خالصانه پوزش مي خام / برام دعا كنين / رويا نيست هر آنچه نوشتم عين حقيقته فقطبرام دعا كتين |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 8:28 توسط تارا
|
|
||